السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
101
تفسير الميزان ( فارسي )
خود گفتند : اگر وارد اين غار شده باشد معقول نيست كه عنكبوت به در آن تار تنيده باشد ، به ناچار برگشتند . و رسول خدا ( ص ) سه شب در آنجا توقف كرد « 1 » . و در تفسير قمى مىگويد : سبب نزول اين آيه آن بود كه وقتى رسول خدا ( ص ) در مكه دعوت خود را علنى كرد دو قبيله اوس و خزرج نزد او آمدند ، رسول خدا ( ص ) به ايشان فرمودند : آيا حاضريد از من دفاع كنيد و صاحب جوار من باشيد ، و من هم كتاب خدا را بر شما تلاوت كنم و ثواب شما در نزد خدا بهشت بوده باشد ؟ گفتند : آرى ، از ما براى خودت و براى پروردگارت هر پيمانى كه خواهى بگير ، فرمود : قرار ملاقات بعدى شب نيمه ايام تشريق ، و محل ملاقات عقبه ، اوس و خزرج از آن جناب جدا شده و به انجام مناسك حج پرداختند آن گاه به منى برگشتند ، و آن سال با ايشان جمع بسيارى نيز به حج آمده بودند . روز دوم از ايام تشريق كه شد رسول خدا ( ص ) به ايشان فرمود : وقتى شب شد همه در خانه عبد المطلب در عقبه حاضر شويد ، و مواظب باشيد كسى بيدار نشود ، و نيز رعايت كنيد كه تك تك وارد شويد ، آن شب هفتاد نفر از اوس و خزرج در آن خانه گرد آمدند ، رسول خدا ( ص ) به ايشان فرمود : آيا حاضريد از من دفاع كنيد و مرا در جوار خود بپذيريد تا من كتاب پروردگارم را بر شما بخوانم و پاداش شما بهشتى باشد كه خداوند ضامن شده ؟ . از آن ميان اسعد بن زراره و براء بن معرور و عبد اللَّه بن حزام گفتند : آرى ، يا رسول اللَّه ، هر چه مىخواهى براى پروردگارت و براى خودت شرط كن . حضرت فرمود : اما آن شرطى كه براى پروردگارم مىكنم اين است كه فقط او را پرستش كنيد ، و چيزى را شريك او نگيريد ، و آن شرطى كه براى خودم مىكنم اين است كه از من و اهل بيت من به همان نحوى كه از خود و اهل و اولاد خود دفاع مىكنيد ، دفاع كنيد . گفتند : پاداش ما در مقابل اين خدمت چه خواهد بود ؟ فرمود : بهشت خواهد بود در آخرت ، و در دنيا پاداشتان اين است كه مالك عرب مىشويد و عجم هم به دين شما درمىآيند ، و در بهشت پادشاه خواهيد بود . گفتند : اينك راضى هستيم . حضرت فرمود : دوازده نفر نقيب را از ميان خود انتخاب كنيد تا بر اين معنا گواه شما باشند ، هم چنان كه موسى از بنى اسرائيل دوازده نقيب گرفت . به اشاره جبرئيل كه مىگفت : اين نقيب ، اين نقيب ، دوازده نفر تعيين شدند ، نه نفر از خزرج ، و سه نفر از اوس ، از خزرج اسعد بن
--> ( 1 ) الدر المنثور ج 3 ص 179